تبلیغات
عهد خون با شهیدان انقلاب اسلامی
عهد خون با شهیدان انقلاب اسلامی
تهدیدمان کنید تحریممان کنید لب تشنه جان دهیم سازش نمی کنیم
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
نویسندگان
نظرسنجی
آیا با تبدیل شدن وبلاگ "جهادی دیگر" به یک وب سایت "فرهنگی-اجتماعی-سیاسی" موافق هستید؟




آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره وبلاگ

یاد ان ذغالی می افتم که در بچگی دستم را سوزاند به یقین رسیدم ودیگر به ان دست نزدم
ای کاش
در دینمان
در اعتقادمان
و در ظهور اقا
در مرگ
به یقین برسیم


این روزها به بعضی دوستان هم‌فکر می‌گویم زود قضاوت نکنیم و موضع نگیریم.
مواظب باشیم تکمیل کننده پازل دشمنان داخلی و خارجی نباشیم، در زمین آنها مهره نباشیم. صلاح در سکوت است و چشم دوختن به دهان رهبر...

می‌گویند: سرباز باید جلوتر از فرمانده باشد!!!

می‌گویم: درست.
ولی نه در تدبیر؛
در سربازی، در جانبازی، در فدا شدن...
...
ولی گاهی برخی از ما، جایمان را با فرمانده اشتباه می‌گیریم!!!
و اکثراً نه عمداً، بلکه سهواً و آن‌هم به دلیل عدم درست دیدن صحنه‌ی مبارزه.

اگــــــــر "شــهــیـــــــــد" نــشــــویـــــــم
لاجــــــــَـــــــرَم خــــــواهــیــــــــم "مــــــُـــــرد" . . .

خدایا ما را ببخش؛

گناهانی که مارا احاطه کرده و خود از آن آگاهی نداریم گناهانی که میکنیم

و با هزار قدرت عقل توجیه میکنیم و خود از بدی آن آگاهی نداریم ...

"نیایش شهید چمران"

در گذری از تاریخ این مرز و بوم آدمهایی بودند که شهامت تمامی بشر را در خود خلاصه داشتند.

در سینه این آدمها دلهایی بود که عشق را افتخار می دانستند. عشقی داشتند که جز به خون رنگین نمی شد و جز به اشک سیراب نمی گشت.

دلی به وسعت دریا و عشقی به شکوه کهکشانها و چهره هایی به تازگی گلهای بهاری.

عطر نفسشان مثل شب بوها هوا را پر می کرد.

و شب از آنها پر بود. از سایه هایشان، از صدایشان، از عطرشان، از اشکشان و از.... خدایشان.

ماه با آنها اشک ریخت و مهتاب در نگاهشان درخشید، ستاره ها در اشکهایشان چکیدند و ابرها حریرهایی شدند تا گونه های ژاله پوش آنها را پاک کنند اما در کوهپایه استوار قامتشان چون مه نشستند و محو شدند.

و اکنون روزهایی که دفتر این تاریخ بسته شده ولی هنوز در باغ شهادت باز است .

جستجو


وصیت شهدا
وصیت شهدا
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی

عهد خون با شهیدان انقلاب اسلامی

ابر برچسب ها
ارسال شده در سه شنبه 3 تیر 1393 ساعت 10:59 ق.ظ توسط سعید اسماعیلی


در ادامه ی افزایش جمعیت...

در میان مردم واقع بینانه حرف بزنید. بروید در میان مردم گشتی بزنید و ببینید آیا مردم در رفاهند یا نه؟ مگر قرار است ما به دنیا بیاییم و از همان کودکی کارکنیم و با این حال حتی رنگ شمال و جنوب را هم نتوانیم ببینیم و با بدبختی زندگی کنیم. وضعیت مستاجر ها را در جامعه ببینید، چند وقت دیگر فصل نقل و انتقالات است همه شان عزا میگیرند که کجا بروند.

این هم یکی دیگر از سوالات مردم در رابطه با بحث ازدیاد نسل است. باور کنید ما هم در میان مردم زنگی می کنیم . با همه مشکلاتی که مردم با آنها مواجه می شوند، مواجه هستیم. کاملا هم واقع بینانه حرف می زنیم؛ اینکه جمعیت ایران رو به پیری است یک واقعیت است، اینکه سی سال آینده ایران در اثر پیریِ بخش بزرگی از جامعه با مشکل مواجه می شود هم یک واقعیت است.

اما قبلاً هم گفتیم که نوع نگاه ما به زندگی در برداشتمان از واژه های کلیدی، و احساسی که نسبت به آن واژه ها داریم بسیار موثر است. نوع نگاه به زندگی است که معلوم می کند آنهایی که از کودکی کار می کنند خوش بختند یا به تعبیر شما بدبخت هستند. اگر بخواهیم با نگاه دینی و در باره بدبخت یا خوش بخت بودن آنها قضاوت کنیم، از آنها می پرسیم که این اندازه که از خدا عمر گرفته اید، چه قدرش را بنده بوده اید؟ به همان میزان خوش بخت هستید و وقتی در این حالت هم از دنیا رفتید باید خدارا شکر کنید که خوش بخت از دنیا رفته اید.

  وَ مَن یُطِعِ اللهَ وَ رَسوُلَهُ فَقَد فازَ فَوزاً عَظیماً؛ و هر کس خدا و پیامبرش را فرمان بَرَد، قطعاً به رستگاری بزرگی نایل آمده است.( سوره احزاب، آیه 71)

امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز می فرماید:

کسی خوش بخت نمی شود؛ مگر با اطاعت خداوند سبحان و کسی هم بدبخت نمی شود؛ مگر با معصیت اللهی.

شما اگر در حال کار باشید و از دنیا بروید، در حال طاعت خداوند از دنیا رفته اید(بحارالنوار، ج74، ص27)

مشکل ما از آن است که امروزه به خاطر غلبه ی سبک زندگی مادی گرای غربی، حاشیه ها در زندگیمان متن و متن ها حاشیه شده است. چرا نمی خواهیم این را قبول کنیم؟ شمال رفتن خوب است، جنوب رفتن هم خوب است؛ اما اصل نیست. هدف آفرینش تفریح نیست، بندگی است. تفریح را هم باید برای افزیش توانایی و کمک به بندگی انجام داد. اگر کسی در این دو روزه ی دنیا نتوانست به تفریح برود، از او نمی پرسند چرا تفریح نرفتی؟ اما اگر بندگی نکرد، او را مؤاخذه می کنند. ما دنیا را جدی گرفته ایم؛ در حالی که خدا آن را بازیچه می داند. ما با آخرت و قیامت تعارف کرده ایم؛ در حالی که خدا آن را جدی گرفته است.( و این زندگی دنیا جز سرگرمی و بازی نیست و بی تردید سرای آخرت، همان زندگی واقعی و ابدی است، اگر اینان معرفت داشتند دنیا را به قیمت از دست دادن آخرت بر نمی گزیدند.) (سوره عنکبوت،ایه64) تفریح اصلی مؤمن در قیامت است؛ البته بازهم در اینجا تاکید می کنیم که مقصود ما از این حرف ها نفی کردن تفریح نیست. ما می خواهیم بگوییم اگر کسی به جهت شرایط سخت زندگی نتوانست تفریح کند، بدبخت نیست.

و اما در جامعه ما کم نیستند مردمی که مشکلات پیچیده ی زندگیشان ریشه در ناشکری دارد.

خدای مهربان ما در قرآن فرمود:

و نیز یاد کنید زمانی را که پروردگارتان اعلام کرد اگر سپاسگزاری کنید، قطعاً نعمت خود را بر شما می افزایم و اگر ناسپاسی کنید، بی تردید عذابم سخت است(سوره ابراهیم، آیه7)

پیامبر عزیزمان، رسول خدا صل الله و علیه وآله فرمود:

سریع ترین گناهان از نظر عقوبت کفران نعمت است.

امیرمؤمنان علی علیه السلام هم فرمود:

کفران نعمت، نعمت ها را از انسان می گیرد.

و در آخر بد نیست کمی هم به فکر همدیگر باشیم

ما در جامعه اسلامی زندگی می کنیم. چرا نباید به داد خودمان برسیم؟ مگر کم هستند صاحب خانه هایی که اگر امسال به کرایه هایشان اضافه نکنند، هیچ اتفاق خاصی در زندگی شان نمی افتد؟به فریاد رسیدن  چه معنایی دارد؟ آقای صاحب خانه ی متدین! تو امسال اگر پنجاه هزارتومان، صد هزارتومان به اجاره ات اضافه نکنی، چه اتفاقی می افتد؟عیبی دارد اگر کمی از خرج های غیرضروری کم کنی و قناعت بورزی؛ آن هم بخاطر برادر و خواهر دینی ات؟ اگر خدا به تو عنایت کرده و خانه ای داده که علاوه بر خودت که در آن زندگی می کنی، می توانی مستأجر هم داشته باشی، چرا شکرش را به جا نمی آوری؟ چه می شود صاحب خانه ها وقتی می بینند گرانی بر شانه ی مردم فشار می آورد، به شکرانه ی این که مستأجر نیستند، به جای افزودن به کرایه ها، از کرایه ها کم کنند؟ جامعه اسلامی ما با جامعه ی بی دین  که نباید تفاوتش در احیای شب قدر باشد. شب قدری که مرا مسلمان تر نکند، چه فایده؟

مسولان باید به فکر فقرای جامعه باشند. شکی نیست در این حرفهایی که زدیم، حتی بوی توجیه کم کاری برخی از مسولان را هم نمی دهند. مسؤل باید به فکر مردم باشد.اما با هیچ آیه و روایتی نمی توان اثبات کرد اگر در دوره ای حکومت اسلامی بر پا بود، مردم وظیفه ای در قبال فقرا ندارند و تنها حکومت باید چاره اندیشی کند. مگر در زمان حکومت پیامبر و امیر مؤمنان اینگونه بود؟

 

  

ارسال شده در سه شنبه 27 خرداد 1393 ساعت 10:38 ق.ظ توسط سعید اسماعیلی


"با وجود مشکلات اقتصادی، مردم انگیزه عملی برای فرزندآوری بیشتر پیدا نمی کنند"

این شاید تصور بسیاری از مردم ما در رابطه با افزایش تعداد فرزندان باشد؛ قبل ازپاسخ به این ذهنیت باید گفت که آنچه در این پاسخ می آید به این معنا نیست که نباید فکری به حال اقتصاد کشور کرد. بدون تردید باید مشکلات اقتصادی هر چه زود تر رفع گردد. اما آیا فکر می کنید هر اندازه توان اقتصادی خانواده ها بیشتر شود، تمایل بیشتری به داشتن فرزند بیشتر پیدا می کنند؟ از نظر جمعیت شناسان هیچ ربطی بین توان مالی پایین و تعداد فرزند پایین نیست؛ بلکه این نسبت بر عکس هم هست؛ یعنی در میان کشور های مختلف جهان کشورهایی که سطح اقتصادی پایینی دارند، زاد و ولد زیاد بوده و کشورهایی که از نظر سطح درآمد خانواده بالا هستند، تعداد فرزندان کمتری دارند.

در میان تمامی قاره ها، آفریقا که فقیر ترین کشور ها را دارد، بیشترین آمار زاد و ولد و اروپا هم کمترین را داراست.

در کشورهای منطقه خودمان افغانستان با نرخ باروریِ حدود 6 فرزند به ازای هر زن در سن باروری، رتبه ی اول را دارد؛ اما همین آمار در کشور ترکیه حدود 2 فرزند است.

در بین استان های خودمان هم اگر دقت کنیم بیشترین ثبت ولادت در استان های ما متعلق به سیستان و بلوچستان است که به ازای هر هزار نفر 32.5 نفر، هرمزگان 23.5 و گلستان 22.5 و کمترین ثبت ولادت هم متعلق به استان های گیلان با 12.9 و مازندران 14.3 و مرکزی 14.9 ولادت در هزار است.

جالب است بدانید مردم مازندران پر درآمد ترین مردم کشور ما هستند.

بدون اینکه کاری به آمارهای موجود در این زمینه داشته باشیم؛ خود شما نگاهی به اطرافتان انداخته و به این پرسش پاسخ دهید: " آیا کسانی که در اطراف شما به یک یا دو فرزند اکتفا کرده اند، تنها به این دلیل است که توان مالی اداره بیش از دو فرزند را ندارند؟"

با کمی مقایسه بین توان اقتصادی خانواده های امروزی با خانواده های دهه شصت متوجه می شویم که حقیقتاً دلیل اصلی اینکه خانواده های امروز به تعداد فرزند کم بسنده می کنند توان اقتصادی پایین آنها نیست؛ چرا که اگر منصفانه قضاوت کنیم دهه شصت مردم توان مالی پایین تری نسبت به حال حضر داشتند اما باروری در آن زمان بالا تر از امروز بود. این تنها قضاوت ما نیست سازمان های بین المللی این را می گویند ( ر.ک: خبر آنلاین،18.5.1391).

باید بپذیریم که در کنار گرانی و تورم، سبک زندگی ما هم عوض شده؛ قناعت در زندگی ما کم شده؛توقعات ما در زندگی بیش از اندازه نیاز شده است. بسیاری از چیزهایی که واقعاً نیاز اساسی یک زندگی نیست، وارد فهرست نیاز های ما شده است؛ در گذشته اگر خانواده ای توان خرید موکت یا زیلو را نداشت خود را فقیر حساب می کرد. چندی بعد، نداشتن فرش نشانه ی فقر شد حالا اگر کسی مبلمان نداشته باشد باید خود را فقیر حساب کند. در سبک زندگی مدرن، مصرف بیشتر جدای از اینکه نیاز واقعی ما هست یا نه، نشانه ی خوشبختی است.

اگر ما به زندگی نگاه مصرف گرایانه داشته باشیم، هر اندازه هم که از نظر اقتصادی غنی تر شویم، پولمان را خرج مصرف بیشتر می کنیم، نه این که انگیزه ی بیشتری برای فرزند آوری پیدا کنیم. در این صورت زمانی که پول بدست می آوریم مدل خانه، ماشین، فرش، مبلمان و ... مان را عوض می کنیم. این خاصیت سبک زندگی مصرف گرایانه است.

هیچ کدام از این حرف ها به این معنی نیست که نباید به وضعیت اقتصادی جامعه کاری داشت. مفهوم و مقصود این است که نباید تصور کرد اگر مشکلات اقتصادی مردم بر طرف شد، خانواده ها به سمت فرزند آوری بیشتر خواهند رفت. سبک زندگی را باید عوض کرد.

 نکته قابل ذکر دیگر اینکه متاسفانه مردم ما امروزه ایمانشان به گزاره های اقتصادی دینی کم شده. به رزاقیت الهی اعتقادی ندارند. تامین رزق در نگاه دینی بر عهده ی انسان نیست نه به این معنا که انسان در گوشه ای ساکن بنشیند و منتظر رسیدن روزی باشد باید تلاش کرد اما باور داشته باشیم که رزق در دست خدا بوده و اوست که رزق را تنگ کرده و وسعت می بخشد. این حقیقت در 9 آیه قرآن کریم ذکر شده که به سه مورد آن اشاره می کنیم:

سوره ی رعد آیه 26:خدا روزی را برای هرکه بخواهد گشاده یا تنگ می گرداند.

سوره ی سبا آیه 36: بگو پروردگار من است که روزی را برای هرکس بخواهد گشاده یا تنگ می گرداند، لیکن بیشتر مردم نمی دانند.

سوره ی شوری آیه 12: کلید های آسمانها و زمین از آن اوست، برای هرکس که بخواهد روزی را گشاده یا تنگ می گرداند. اوست که بر هر چیزی داناست.

خداوند در این آیه چه زیبا به مساله رزق اشاره می کند. اگر رزق ما از آسمان است که هست و اگر این آسمان کلیدی داشته باشد که دارد، کلید آن در دستان خداست و تنها هم در دست اوست نه کس دیگر.

مشکل ما از زمانی شروع شد که خودمان را همه کاره رزقمان می دانیم. قدیمی تر ها اگر نگران فرزند آوری بیشتر نبودند بخاطر اعتقادشان به آموزه های دینی بود. بیایید بر گردیم به اصلمان، اصلی که توکل حرف اول و آخر را می زد. در فرهنگ مادران و پدران ما " از تو حرکت از خدا برکت" پایه اقتصادی زندگی بود. خودشان را در کسب روزی خانواده وسیله می دانستند و رزق خود و فرزندانشان را در دست خدا می دیدند.
ارسال شده در یکشنبه 11 خرداد 1393 ساعت 10:21 ب.ظ توسط سعید اسماعیلی


تک فرزندی و آسیب های آن

در مقاله های قبلی مطرح کردیم که تبلیغات رسانه ای و غیر رسانه ای در کشور ما در رابطه با کاهش جمعیت به قدری فرا رفت که فرزند آوری زیاد به یک ضد ارزش تبدیل شد تا جایی که امروزه در خانواده های زیادی شاهد تک فرزندی هستیم. این در حالی است که ما در یک کشور اسلامی زندگی می کنیم و اگر بخواهیم به توصیه های دین اسلام عمل کنیم نباید شاهد این رخداد باشیم.

امام صادق (ع) از قول جد مهربانش رسول خدا (ص) فرمود:

فرزندان خود را زیاد کنید تا فردای قیامت به واسطه ی(کثرت) شما بر دیگر امم افتخار کنم.

یا در جایی دیگر امام باقر (ع) فرمودند:

چه چیز مانع آن است که فرد مومن، همسر اختیار کند؟ شاید خداوند از این راه فرزندی به او ببخشد که زمین را با گفتن لااله الا الله سنگین نماید. 

تک فرزندی از منظر روان شناسی و علوم تربیتی آسیبهای زیادی می تواند برای والدین و فرزندان ایجاد کند که به برخی از آنها اشاره می کنیم.

والدینی که تنها یک فرزند دارند فرزند خود را بیش از حد در کانون توجهات خود قرار داده و بدون چون و چرا به نیازهایی که حتی بعضی اوقات غیر منطقی یا فراتر از توان مادی خانواده است، پاسخ مثبت می دهند. فرزندان در این خانواده ها غالباً حساس، زود رنج، پر توقع و کم صبر هستند و از جامعه پیرامونی خود انتظار دارند همانند والدین خود به تمامی خواسته هایشان پاسخ دهند و زمانی که می بینند دنیای بیرون تماماً مطابق میل آنها نیست دچار سرخوردگی و مشکلات اجتماعی می شوند. همچنین آنها چون نسبت به بقیه فرزندانی که در خانواده های پرجمعیت هستند کمتر با مشکلات مواجه می شوند شرایطی را که لازمه ی بلوغ روحی و روانی است تجربه نمی کنند و دچار ناسازگاری با جامعه می شوند.

تک فرزند ها بیشتر از بقیه در معرض بلوغ زود رس قرار میگیرند.

در مراحل اولیه کودکی فرزندان بیشتر نیاز به حضور والدین در کنار خود دارند اما در مراحل بعدی کودکی، آنها برای شکل گیری شخصیت اجتماعی و آشنایی با مهارت های ارتباط گیری در جامعه نیاز به حضور همسالان دارند. در خانواده هایی که بیش از دو فرزند دارند؛ خواهر یا برادر بزرگتر می تواند این نقش را برای کودک ایفا کند؛ اما در خانواده های تک فرزند کودک تمام وقت در کنار بزرگسالان قرار می گیرد  و تجربه های کودکی و نوجوانی را که لازمه تکامل و رشد روانی و اجتماعی آن می باشد را کسب نمی کند و از لحاظ روحی و روانی بسیار سریعتر رشد کرده و دنیا را از دید بزرگسالان می بیند و این یعنی همان بلوغ زود رس که می تواند عوارض بسیار بدی برای فرد و جامعه به دنبال داشته باشد. بعنوان نمونه این گونه فرزندان در مقابل استرس های زمان جوانی قرار گرفته اما از دانش مقابله با آن بی اطلاعند و همچنین شرایط جسمی بلوغ را دارا هستند اما تجربه کافی را ندارند. نتیجه اینها بروز رفتار های نابهنجار است که برای جامعه مشکلات فراوانی را بدنبال دارد.

یکی از اصلی ترین ویژگی هایی که فرزندان در خانواده های بیش از یک فرزند دارند هم دلی و هم سویی با افراد خانواده، عشق ورزی و سهولت در برقراری ارتباط با همسالان در جامعه و مدرسه می باشد؛ چرا که زندگی در کنار خواهر و برادر روحیه جامعه گرایانه کودک را تقویت می کند. تک فرزند ها خیلی کمتر این ویژگی ها را دارند و حتی عکس این ویژگی ها را در آن ها می بینیم؛ مثلا گرایش به انزوا، افسردگی، ضعف در برقراری ارتباط با همسالان توجه بیش از حد به بازی های انفرادی مثل بازی های رایانه ای، ترس یا تنفر از حضور در گروه های اجتماعی از جمله خصوصیات تک فرزند هاست.

درک مستقیم روابط انسانی در قالب زندگی خانوادگی، از احساس داشتن خواهر یا برادر ، عمو، عمه، خاله و دایی شکل می گیرد که  افراد جامعه امروزه ما با در پیش گرفتن سیاست تک فرزندی می توانند آینده پر خطری را برای جامعه رقم بزنند و نسل برآمده از این خانواده ها را به سمت انزوا و تنهایی سوق دهند.

بر اساس تحقیقات روان شناسان، رفتارهای پسری که خواهر دارد به هنجار تر از رفتارهای پسری است که خواهر ندارد. یک روانکاو معروف انگلیسی بر این باور است که" ارتباط با خواهر و برادر نقش مهمی در رشد و شکوفایی کودک ایفا می کند. این ارتباط در او میل به بازی و سرگرمی ایجاد می کند، این امکان را فراهم می سازد تا نقشهای متفاوتی را بازی کند، به او کمک می کند تا خلاقیت و خودجوشی اش را افزایش دهد، به او فرصت می دهد تا خشم و پرخاشگریش را ابراز کند و به او می اموزد تا این حس را هدایت کند؛ همان چیزهایی که او را برای زندگی در جامعه اماده می کند."

در خانواده های تک فرزند به دلیل کم شدن ارتباطات کلامی، کوکان به دنبال جایگزینی برای اوقات فراغت خود هستند در نتیجه گرایش آنان به تلویزیون، بازی های رایانه ای، اینترنت و ماهواره به مراتب بیشتر از سایر کودکان است.

وابستگی، پرخاشگری، القای ارزش های فرهنگی ناهمخوان و پیامدهای جسمانی اعم از چاقی، درد های مفصلی، درد مچ، گردن و پیامدهای روانی و آسیب رشته های عصبی پیرامونی اعم از شب ادراری و توهم از حداقل آسیب های بازی های رایانه ای می باشند که امروزه بیشتر اوقات کودکان را پر می کنند. از اصلی ترین عوارض اینترنت، اعتیاد به آن است. کاهش رضایت از زندگی و احساس محرومیت و ایجاد نیاز های کاذب و القای سبک زندگی غربی هم از دیگر آسیب های استفاده از اینترنت و ماهواره می باشد.

ادامه دارد...     
ارسال شده در سه شنبه 2 اردیبهشت 1393 ساعت 08:00 ق.ظ توسط سعید اسماعیلی


با توجه به بیان برخی شبهات درباره احوالات سیاسی برخی از خواص که در گذشته از حامیان اصلی انقلاب بودند و اینک در صف مخالفان ایستاده اند برآن شدیم تا بررسی هرچند کوتاهی درباره ی یکی از مهمترین آفاتی که دچار تمامی انقلاب ها شده است و میشود داشته باشیم . این آفت چیزی نیست جز ریزش در بین انقلابیون و خواص جامعه که چه بسا نقش هایی بس پررنگ و اثر گذار در زمان پیروزی انقلاب داشته اند .گرچه درست در نقطه ی مقابل این آفت خطرناک از رویش های جدید در بین نسل چندمی های انقلاب نیز سخن به میان خواهیم اورد ، اما ریزش ها بعضا باعث ایجاد یاس و نامیدی در بین مردم شده است و شبهاتی نیز در این باره مطرح می شود . زیرا که متاسفانه برخی از افرادی که بنا به هر دلیل نتوانستند با قطار پرسرعت و رو به پیشرفت انقلاب اسلامی پیش آیند و در میانه ی راه پیاده شده اند دست به نشر اکاذیبی زده اندو قصد منحرف کردن این قطار پرصلابت و پر قدرت انقلاب اسلامی را دارند .

برای شروع بحث و پس از مقدمه ی بالا پیشنهاد می کنم پاراگراف بعدی را به دقت مطالعه نمایید  :

اهل فكر و اهل تأمل، بر روى این پدیده‌ى شگفت‌آور تكیه كنند كه در نظام جمهورى اسلامى، با وجود همه‌ى كج‌تابى‌هائى كه از گوشه و كنار دیده شده، امروز این انگیزه، این ایستادگى، این آگاهى، این عزم راسخ، بین جوانهاى ما، از دوران دفاع مقدس اگر بیشتر نباشد، كمتر نیست. چطور میشود كه رویشها در یك ملت از ریزشها بیشتر است؟ بله، ریزشهائى وجود دارد؛ كسانى هستند كه از راه برمیگردند، كسانى هستند كه احساس خستگى میكنند، كسانى هستند كه به گذشته‌ى خودشان شك میكنند، كسانى هستند كه به لبخند دشمنان و فریب دغلكاران از راه در میروند؛ اما در مقابل، مردان و زنان شجاعِ آگاهِ آشنا با حقایق زمانه و مسلط بر بسیارى از مسائل گوناگون سیاسى - كه آن روز مطرح نبود و وجود نداشت - در جامعه‌ى ما حضور دارند؛ اینها رویشهاى جدیدند.«بیانات در دیدار خانواده‌هاى شهدا و ایثارگران استان خراسان شمالى 22/7/1391»

با دقت در سخنان گهر بار رهبر معظم انقلاب اسلامی در ادامه به بررسی بیشتر این موضوع پر اهمیت و حیاتی می پردازیم با محوریت دلایل ریزش ها در بین خواص و قدیمی های انقلاب اسلامی و به طور کلی در طول تاریخ :

تأثیر مال حرام : انسانی كه اهل حرام‌خوری شود، به مرور زمان دیگر نمی‌تواند مسیر درست را طی ‌كند و در برابر نهضت اصیل اسلامی هم می‌ایستد .

لجاجت : برخی شخصیتاً لجوج‌اند و به همین دلیل اصلاً دنبال منطق و استدلال نیستند. شاید در ابتدا نیز ظاهری منطقی داشته باشند اما وقتی به اصطلاح كم بیاورند، از هر ابزار غیرمنطقی استفاده می‌كنند تا حرف خودشان را به كرسی بنشانند .

ساده‌اندیشی : برخی اشخاص به ‌راحتی نسبت به بعضی‌ دیگر اعتماد شدید می‌كنند و نسبت به بعضی دیگر هیچ اعتمادی ندارند؛ یعنی آن ذكاوت و بصیرت لازم را برای تشخیص ندارند. ما در تاریخ انقلاب كسانی داشتیم كه فقیه بودند، مجتهد بودند، ولی در عرصه‌ی سیاست بصیرت سیاسی نداشتند. چرا؟ دلیلش این است كه به یكی ‌دو نفر اعتماد می‌كردند و حاضر نبودند حرف و مستند دیگران را بپذیرند. این یك ویژگی شخصیتی است كه می‌تواند در بروز چنین پدیده‌ای مؤثر باشد .

در مقابل عوامل فوق که از اصلی ترین دلایل در ریزش های افراد در طی زمان های سپری شده از پیروزی انقلاب اسلامی می باشند و برای هر کدام از آنها مصادیق عینی فراوانی نیز وجود داشته و دارد ( البته بنا به مصالح جامعه و شرایط حساس کشور و به تبعیت از امر ولی فقیه زمان که فرمودند کشور نیاز به آرامش دارد از ذکر نام ها خودداری کرده ایم ) ، در ادامه چند دلیل نیز برای رویش های ایجاد شده در نسل جدید انقلاب که به تعبیر رهبرمان اگر عزمشان از مردان دفاع مقدس بیشتر نباشد ، کمتر نیست ، ذکر خواهیم کرد :

اخلاق و سعه‌ی صدر : باید اذعان كرد كه برای توجیه یك مسأله، همیشه به استدلال عقلی و فلسفی نیاز نیست. گاهی اوقات استماع سخنان دیگران با سعه‌ی صدر و احترام، می‌تواند در جذب و آماده‌سازی زمینه‌‌ی رویش‌ها به ما كمك كند .

انتقال معرفت صحیح و پاسخ به شبهات : اگر بتوانیم با هم‌اندیشی و هم‌فكری پاسخ شبهات را بدهیم، می‌توانیم از ریزش‌ها جلوگیری كنیم .

تربیت نیرو و محقق : تربیت آدم‌هایی كه بتوانند در جامعه تأثیرگذار باشند از دلائل مهم بروز رویش‌ها در نظام اسلامی است. ما نیاز به طلبه‌هایی نداریم كه فقط معلم یا محقق خوبی باشند .




ارسال شده در سه شنبه 2 اردیبهشت 1393 ساعت 07:51 ق.ظ توسط سعید اسماعیلی


امام خمینی(ره):

اگر ملت این باور را داشته باشد که ما می‌توانیم در مقابل قدرتهای بزرگ بایستیم، این باور اسباب این می‌شود که توانایی پیدا می‌کنند و در مقابل قدرتهای بزرگ ایستادگی می‌کنند.

این پیروزی که شما به دست آوردید، برای اینکه باورتان آمده بود که می‌توانید؛ باورتان آمده بود که امریکا نمی‌تواند به شما تحمیل بکند.
همین باورِ توانایی، شما را توانا می‌کند. آنها ما را از همه چیز تهی کرده بودند، به طوری که افکار ما، باورهای ما، همه وابستگی داشت.
اگر افکار یک ملتی وابستگی به قدرت بزرگی داشته باشد، تمام چیزهای آن ملت، وابستگی پیدا می‌کند.

عمده این است که افکار شما آزاد بشود، افکار شما از وابستگی به قدرتهای بزرگ آزاد بشود.
اگر افکار شما آزاد شد و باورتان آمد که ما می‌توانیم که صنعتمند و صنعتکار باشیم، خواهید بود. اگر افکارتان و باورتان این باشد که ما می‌توانیم مستقل باشیم و وابسته به غیر نباشیم، خواهید توانست.

 صحیفه - جلد ۱۴ - صفحه ۳۰۹
ارسال شده در سه شنبه 2 اردیبهشت 1393 ساعت 07:51 ق.ظ توسط سعید اسماعیلی


صبح یکی از روزها با هم به” کاباره پل کارون “رفتیم . به محض ورود ،نگاهش به گارسون جدیدی افتاد که سر به زیر، پشت قسمت فروش قرار گرفته بود . با تعجب گفت: این کیه؟ تا حالا اینجا ندیده بودمش؟! در ظاهر، زن بسیار باحیائی بود. اما مجبور شده بود بدون حجاب به این کار مشغول شود . شاهرخ جلوی میز رفت و گفت :همشیره تا حالا ندیده بودمت،تازه اومدی اینجا ؟! زن خیلی آهسته گفت: بله، من از امروز اومدم . شاهرخ دوباره با تعجب پرسید : تو اصلا قیافت به این جور کارها و این جور جاها نمی خوره،اسمت چیه؟ قبلا چیکاره بودی؟

زن در حالی که سرش رو بالا نمی گرفت گفت: مهین هستم، شوهرم چند وقته که مرده، مجبور شدم که برای اجاره خانه و خرجی خودم و پسرم بیام اینجا! شاهرخ ،حسابی به رگ غیرتش برخورده بود ،دندانهایش را به هم فشار می داد ،رگ گردنش زده بود بیرون ،بعد دستش رو مشت کرد و محگم کوبید روی میز و با عصبانیت گفت: ای لعنت بر این مملکت کوفتی!!

بعد بلند گفت: همشیره راه بیفت بریم، همینطور که از در بیرون می رفت رو کرد به ناصر جهود(صاحب کاباره) و گفت: زود بر می گردم! مهین هم رفت اتاق پشتی و چادرش رو سر کرد و با حجاب کامل رفت بیرون. بعد هم سوار ماشین شد و حرکت کردند. مدتی از این ماجرا گذشت. تا اینکه یک روز در باشگاه پولاد همدیگر را دیدیم . بعد از سلام و علیک ،بی مقدمه پرسیدم: راستی قضیه اون مهین خانم چی شد؟

اول درست جواب نمی داد. اما وقتی اصرار کردم گفت: دلم خیلی براشون سوخت ، اون خانم یه پسر ده ساله به اسم رضا داشت. صاحب خونه بخاطر اجاره، اثاث ها رو بیرون ریخته بود . من هم یه خونه کوچیک تو خیابون نیرو هوائی براشون اجاره کردم. به مهین خانم هم گفتم: تو خونه بمون بچه ات رو تربیت کن، من اجاره و خرجی شما رو میدم!!

4798 از وقت گذرانی در کاباره تا عاقبت به خیری در جبهه


ارسال شده در شنبه 9 فروردین 1393 ساعت 12:04 ب.ظ توسط سعید اسماعیلی


گفتن ندارد، کوچه شلوغ و جای یک سوزن ندارد
نامرد مردم حق علی و فاطمه خوردن ندارد
مادر به خود گفت شاید کسی کاری به کار زن ندارد
منم از نبی ام، حتما کسی کاری به کار من ندارد
افتادن زن در پیش چشم دیگران دیدن ندارد
برخیز مادر، زینب پناهی غیر این دامن ندارد
وقتی حسینم در لحظه ی گودال پیراهن ندارد

ارسال شده در شنبه 9 فروردین 1393 ساعت 12:03 ب.ظ توسط سعید اسماعیلی




کتابی با مستندات بسیار دقیق که ارزش دارد که 100 هزار تومان هم بابتش داد.

کتاب «راز قطعنامه» که پرده از علل و چرایی پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط امام روح‌الله برداشته و از عبارت «نوشیدن جام زهر» که حضرت امام (ره) پذیرش قطعنامه رابه آن تعبیر کردند، رمزگشایی کرده است.
کتابی که هاشمی را عصبانی کرد.

با خواندن این کتاب به حقایق ریشه های اصلی توافقاتی مانند ژنو نیز پی خواهید برد.


امام روح الله(ره):
... کسی خیال نکند ما راه سازش با جهان خواران را نمی دانیم؛ ولی هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند...
آن چیزی که در سرنوشت روحانیت واقعی نیست، سازش و تسلیم شدن در برابر کفر و شرک است؛ که اگر بند بند استخوان هایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالای دار کنند، اگر زنده زنده در شعله های آتش بسوزانند، اگر زن و فرزند و هستی‌امان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت ببرند، هرگز امان نامه کفر و شرک را امضا نمی کنیم...(راز قطعنامه - ص 32 و 33)


تعداد صفحات : 49

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |